محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

189

خلد برين ( فارسى )

شيبك خان غدار به حصار مرو متحقق شده عزم حركت رايت نصرت - آيت به آن طرف جزم گرديد . و چون فضاى دلگشاى سرخس سايه نشين چتر فلك فرساى خاقان كشورگشاى شد دانه محمد بيك افشار را با فوجى از غازيان جرار نبردآزماى به رسم منغلاى به جانب مرو روان نمود و فرمود كه دانه - محمد ديگر ما را نخواهد ديد و سر كلام معجز نظام ارباب الدول ملهمون ظاهر شده در آن سفر دانه محمد به عز شهادت رسيد . بالجمله چون شيبك خان از قرب ورود منغلاى سپاه نبرد آزماى خبردار شد جان وفا ميرزا و قنبربى را كه از عظماى امراى وى بودند با گروهى از بهادران لشكر اوزبك به دفع دانه محمد و سپاهى كه با وى بودند نامزد نمود و تلاقى فريقين در نواحى قريهء طاهرآباد اتفاق افتاده حربى در غايت شدت و نهايت صعوبت دست داد و چنانچه بر زبان گوهربار شهريار روزگار گذشته بود دانه محمد به زخم تير يكى از اوزبكان شرير به عز شهادت رسيد . و با وجود كشته شدن سردار ، لشكر ظفر شعار به زور بازوى دولت پايدار خاقان روزگار رايت اقتدار افراخته جنود هزيمت ورود اوزبكيه را متفرق و پريشان ساختند و دست از تعاقب ايشان باز نداشتند تا آن گروه بىبصيرت پاى فرار به درون قلعهء مرو نگذاشتند . مقارن اين احوال ، رايات جاه و جلال شهريار بلند اقبال در بيستم شعبان سايهء وصول بر ظاهر حصار استوار مرو انداخته قبهء بارگاه جاه و جلال را به اوج مهر و ماه افراختند ، و هنوز كردان نبردآزماى خيام اقامت بر پاى نكرده بودند كه از غازيان ظفر تلاش قزلباش ديو سلطان روملو و چايان سلطان استاجلو و بادنجان سلطان روملو و زينل خان شاملو و ميرزا محمد طالش با فوجى از دلاوران دشمن‌كش ، تيغ جلادت آخته به طرف دروازه تاختند و گروهى از سپاه دل سياه اوزبك به عزم مدافعه و محاربه ، مركب جرأت از دروازه بيرون جهانيده سر راه بر غازيان ظفرپناه گرفتند و نايرهء قتال و جدال اشتعال يافته جمعى كثير از جانبين به شعلهء تيغ درخشان و